تبلیغات
عسل دوست دارم - اینم دق دلی دخترا
عسل دوست دارم



اینم دق دلی دخترا

واس خاطر اینکه دخترا 5487 ناراحت نشن 5487 اینو گذاشتم 5487 نه چیز دیگه 5487 ولی نظر یادتون نره !!!!

 5487

۲۴ ساعت از زندگی یک پسر
 5487
8صبح: تو رخت خواب
9صبح : یه وول می خوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون 5487 کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب، اومده زحمت در آوردنش هم نکشیده
10صبح: مامان درو باز میکنه میبینه پسرش خوابه ( الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو 5487میکرده گناه داره صداش نکنم یه کم دیگه بخوابه)
11 صبح: از جا میپره سمت دستشویی(اگه نه که بازم خوابه)
12 صبح یا ظهر : موبایلشو میبینه 5487 5487 99 تا میس کال 5487 5487 199  5487تا اس ام اس. سرش گیج میره سونیا، رزا، سارا، بهناز، نازی، الناز، ژیلا، بیتا، اقدس و شوکت هم آخریاشن...... اوه باز زنگ می خوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
میشه یه ساعت دیگه هم خوابید؟
 5487
1ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟
پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا!
خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره
علی جااااااااااااااااااااااااااااااان
عللللللللللللللللللللللللللی(پتو رو میکشه)
اِاِاِ مامان !! بزار بخوابم
2 ظهر مامااااااااااااااااااااان ناهار
3 ظهر ماماااااااااااااااااااااان جورابام کو؟
4 عصر ماماااااااااااااااااااان سوییچ؟؟
 5487
5 عصر اولین اُتو (مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)
6 عصر به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان ، البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی
چشم هاش مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کارهم برای نظارت و حس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس، خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که آره... کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیایی اینجا!!!!!!!!!!!!
حالا باشه خونه حسابتو می رسم
به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته ،زشته
(داداش آخه اون که خونه اش 2 ساعت با ما فاصله است . امان ازاین خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمیدونن برادرشون بیچاره کمک امداده)
7 عصر لیدا خانوم شما تشنه تون نیست آبجی؟؟؟
تو چی؟
با یه آب زرشک چطورین؟
(زود خودش میخوره دو تا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون.  5487سریع راه میفته 5487 یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی . علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه)
با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه
8 غروب : دم خونه لیدا و لحظه فراق ................. چه زود دیر میشود
9 شب : آقا این خانم برسونین به این آدرس (با آژانس خواهرو پیچوند)
10 شب : یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه خیلی خلوت فقط از دور شبیه به تظاهرات میمونه
2 شب : مادر کجا بودی؟ دلم برات هزار راه رفت
چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جونی نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری
نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه
( مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاهه  5487بچه های مردم اسیرن برا یه  5487درس هر شب تحقیق!!!!!!!!!!!)




چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 توسط ارشیا و عسل فرزان... | نظرات ()



پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
ارشیا و عسل فرزان...
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
arshia
arshia
arshia
arshia
چت روم محشر دات کام
Hich kas 021
سلام
دوستان عزیز
مطلبی جنجالی در مورد مرد ها و زن ها....
اینم خواسته ی شما بازدیدکنندگان عزیز
یه مژده
اهنگ بسیار قشنگ امیر تتلو و حسین تهی به اسم پیشی
امیر تتلو و افشین
اینارو یادم رفت بزارم
عکس آرمین(بدو بیا ببین )
لیست آخرین مطالب
بازديدهاي امروز : نفر
بازديدهاي ديروز : نفر
كل بازديدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :